محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

27

مجمع الانساب ( فارسى )

اولجايتو سلطان محمّد بن ارغون خان بن اباقاخان بن هولاگو خان بن منگر خان بن دوحة السلطنة پادشاه جهانگير چنگيز خان - اعلى اللّه شانه و اوضح فى الخافقين برهانه - كه شاهى است ، بيت : فلك سير و ملك سيرت كه بر درگاه او زيبد * فلك را آستان‌بوسى ، ملك را بنده فرمانى مدح سلطان [ ابو سعيد ] جهان فردوس اعلى گشت و گيتى روضهء رضوان * به فرّ خسرو اعظم علاء الدين الغ سلطان به كنيت بو سعيد آمد ، وز او مسعود شد گيتى * خجسته نامش از گردون ، خطاب آمد « بهادر خان » خديو ملك چنگز خان ، جهاندار و سكندر فر * كه سايد چتر ميمونش ، سر اندر مسكن كيوان فريدون‌بخت ، خسروتخت ، كسرىعدل ، كىمنظر * سياوش‌خلق و رستم‌زور و داراحكم و جم‌فرمان فلك‌قدرى ، عدوبندى ، شهنشاهى ، جهاندارى * كه خاك درگهش بوسد هزاران قيصر و خاقان قضا با حكم او مضطر ، قدر با امر او عاجز * فلك در جستن قدرش پريشان است و سرگردان كجا طهمورث و جمشيد ، تا بر درگهش دايم * يكى از جان شود چاكر ، يكى از دل شود دربان حسام سبز خون‌ريزش كزو رخ زرد شد دشمن * زمرّدوار اعمى كرد چشم افعى عدوان چنان بسته‌ست دست عدلِ او بازوى بىراهى * كه اندر خواب ننمايد قضا او را رخِ عصيان